| |
|
|
سلام دوستان.خوبین؟.خوشین؟ سلامتین؟ شعر هارو کامل بخونید و الکی نگذریند. اوکی؟ ............................................... بر سر دفترم: بر سر دفتر نوشته بودم
پایین دفتر امضا کرده بودم تصویر سازی ز عشق هم محروم !
تو نااصلی و سنخیت تو را اصل دیدند ای تهی دست به عنایت صاحبخا نه ٬ رند گشتی!؟ از یاد بردی که کیستی ! به جرم گستاخی ز عشقبازی در کوچه پس کوچه های دوست هم دور
سر درگریبان و تهی دست تلو تلو میخوردم نه بندی نه راهی و نه چراغی ........................................ سجاده ی من: و بهانه ای برای گریستن خواستم انگشتان تمنا بالا بردم حرفی تازه برای گفتن خواستم فصلها فاصله است بیبن ما فصلی آشنا از اوخواستم برای شبنم شدن پاکی را از او خواستم برای سرودن دلتنگیها تنها یک کلام صادقانه خواستم برای چرخه ی رنگها تنها یک رنگ آبی خواستم برای مرهم دردها تنها یک دوست صمیمی خواستم باید غریبه ها را بیرون کرد حرفهای یکدلی را باید تنهایی گفت برای چرخش چرخه ی رنگها باید گذشت از تردید خاکستری ها بیایید " دوستیهای پاک را تجربه کنیم و از خود گذشتن را حس کنیم خوشه ی زمان را خواهند چید بیایید" نگذاریم که مغموم بگذریم .................................................. دلم برای کسی تنگ است: دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گل های باغ می آورد گیسوان بلندش را به آبها می داد و دستهای سپیدش را به باد می بخشید دلم برای کسی تنگ است که همچون کودک معصومی دلش برای دلم سوخت و مهربانی نثار من می کرد ............................................................
منتظر نظراتووونم سلام دوستان.ضمن تبریک ماه رمضان.باید بگم بنده عاشق نشدم که شکستم بخورم
اگرم این شعر هارو گذاشتم به دلیل پیشنهاده شما دوستان بود...مگرنه من تو قیدو بند عاشقی نیستم.....خدا رو شکر...
"ماه رمضان": سلام خدای من وسلام بر روز جهانی من و تو که هر روز است . روز قشنگ همه مبارک آسمونو به همه حتی به تویی که نمی دونی توش چه خبره می سپارم . آسمونو وقف اونایی می کنم که دلمو شکوندنو ادعاشون بود دوستم دارن .......................................... من: من دختري از سرزميني دور سرزميني نزديك اسير دست روياهاي كودكانه من دختري كه تنها ارزويش سخن گفتن عروسكش بود دختري كه گرمترين جايگاهش اغوش پدر بود وزيباترين نوايش نجواي عاشقانه مادر ولطيف ترين احساسش نوازش سرانگشتان خواهر وگرممترين وجود گرماي نگاه برادر من دختري جداي ازهمه ي عاشقي ها ليلايي در ميان همه مجنون ها اما زنداني كرده بود عشق را درصندوقچه اي فولادين وپنهانش كرده بود درجايي به دور ازهمه ي رنگها... من دختري كه دم به دم به بازي ميگرفت سرنوشت را باخنده هاي مستانه اش ونقاشي ميكرد ابرهاي تيره را به رنگ ابي احساسش ...................................... جاده رویا: من و جاده ای رویا، من و موج تیز دریا چشائی پر از غم هجر ، با تو موندن توی رویا صدای پر پرنده، دلای گرم و تپنده آسمون تیره و تار، بدون شادی و خنده بغض سینه را شکستن دوباره لحظه رفتن ماجرای غم و غصه لابه لای قصه گفتن چشای همیشه بیدار ، عاشق همیشه بیدار آجرای سرد و بی روح ، مونده در آن سوی دیوار گام های بی سر و ته، به کجا چنین شتابان ؟ سفر بدون معنا ، رسیدن به خط پایان ..............................................
غریب: غريب است دوست داشتن. وعجيب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتي ميدانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد ... ونفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده ؛ به بازيش ميگيريم هر چه او عاشقتر ، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر ، ما بي رحم تر . تقصير از ما نيست ؛ تماميِ قصه هايِ عاشقانه، اينگونه به : گوشمان خوانده شدهاند ....................................................
امیدوارم خوشتون اومده باشه
سلام دوستای من.خوبین؟منم بدک نیستم به بعضی از دوستا قول داده بودم کادوی تولدشونو بدم به: ۱-سلطان پنگوئن ۲-مینا جووون ۳-کوشولو جان تولتون مبارک وکادو ها: اول کادوی من.این کادوی منه
اینم کادوی ۲ تا از بچه ها
این دسته گل رو هم یکی دیگه داده:
خب دست همتون در نکنه خیلی ممنون راستی بخشید اگر دیر شد ...............................
الهام جووون منو به یه بازی دعوتیده(http://www.mysecrets.blogfa.com/) ۵تا شغلی که میدوستم: ۱-وکالت ۲-روانشناس و یا مددکار ۳-پلیس ۴-مهندس ۵-استاد
۵تا شغلی که دوست ندارم: ۱-خدمتکار ۲-دکتر قلب و عروق ۳-دکتر مغز ۴-خانه دار ۵-منشی هر کس خواست به حساب من بازی کنه ................................
زندگی: زندگی چیست؟ .............................................
سختی ها به ما می آموزد که زندگی را بیشتر قدر بدانیم
.
...............................
واااای دستام تاول زد.خسته نباشم خب منم برم امیدوارم از اپم خوشتون اومده باشه توجه:نظر یادت نره!
|
|