تبليغاتX
سکوت یه خانم کوچولو -


اگر می‌خواهيد در زندگی دوستان وفادار و ياران غمخوار داشته‌باشيد، کم و خيلی دير با مردم دوست شويد



سلام..چیه تعجب کردین؟اخی....

سرم حسابی شلوغه

ممنون بعضیاتون سر میزدید                                        

نمیخوام سخنرانی کنم

فقط امیدوارم خوشتون بیاد از اپم و راستی عیدتونم مبارک




                                                


                                                         

جملات زیبا

1) “ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم.” – سام کین

2) “من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت.” – جولیا رابرتز

3) “دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم.” – ناشناس

4) “زندگی به ما آموخته که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست، بلکه در یک سو نگریستن است.” – آنتونیو دو سنت اگزوپری

5) “در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد.” –هانس نوون

6) “عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به هم نزدیکید.” –کی نودسن 


   قشنگ بووووووووووووووووووووووووووود؟


   بریم سراغ چند تا سوال و جواب


-چه کسی رو از همه بیشتر دوست داری؟و از کی بدت میاد

عاشق خدامو خانوادم و دوستام....از شیطان و ادم ها حق خور و دروغگو و دورو بدم میاد


-نظرت درباره ی خصوصیات من چیه؟

(حتما جوابشو توی نطراتون بدین..هر کی نگه میفهمم نخونده اپمو


-کدوم فصل رو از همه بیشتر دوست داری؟

تابستون و(چون تولدم زمستون..18 اسفند)


-اسم بهترین دوستت چیه؟بهترین بهترین و باوفاترین دوستت

برادرم


-اگه قرار بود خودت سن خودتو انتخاب کنی چه سنی رو انتخاب میکردی؟

20 سالگی


-تا حالا شده نمره ی انضباطت توی کارنامه کمتر از ۱۸ بشه؟

نه..(شلوغ که خیلی هستم..اما چون خودم مبصر میشم..راحتتر شلوغی میکنم



بریم سراغ یه داستان کوتاه                   




مردي   مقابل  گلفروشي ايستاده بود و  ميخواست دسته گلي بخرد براي مادرش و سفارش دهد تا

پست شود وقتي از گلفروشي بيرون امد  دختر  کوچکي را ديدکه   کنار خيابان نشسته  و هق هق گريه ميکرد

مرد از او پرسيد دختر کوچولو چرا گريه ميکني

کودک  گفت ميخواستم براي مادرم  يک شاخه گل رز بخرم اما  فقط ?? سنت  پول دارم

گل رز  ?دلار است

مرد لبخندي زد و گفت با من بيا من براي تو  يک شاخه گل  رز ميخرم تا به مادرت هديه دهي

..مادرت کجاست؟؟؟

دختر دست مرد را گرفت و  گفت انجا... ان قبرستان

مرد به همراه دختر و يک شاخه گل رز به قبرستان رفتند  کنار يک قبر تازه....

مرد دلش گرفت  به گلفروشي  باز گشت..و گفت  ... دسته  گلم را پست نميکنم خودم ميبرم

و ??? مايل رانندگي کرد...  تا به مادرش برسد.........


                                                    



شعر

ندارم چشم من، تاب نگاه صحنه سازيها
من يكرنگ بيزارم، از اين نيرنگ بازيها
زرنگي، نارفيقا! نيست اين، چون باز شد دستت
رفيقان را زپا افكندن و گردن فرازيها
تو چون كركس، به مشتي استخوان دلبستگي داري
بنازم همت والاي باز و، بي نيازيها
به ميداني كه مي بندد پاي شهسواران را
تو طفل هرزه پو، بايد كني اينتركتازيها
تو ظاهرساز و من حقگو، ندارد غير از اين حاصل

من و از كس بريدنها، تو و ناكس نوازيها

صد ره به رخ تو در گشودم من

بر تو دل خویش را نمودم من

جان مایه آن امید لرزان را

چندان که تو کاستی.فزودم من

می سوختم و مرا نمی دیدی

امروز نگاه کن که دودم من

تا من بودم نیامدی. افسوس

وانگه که تو آمدی. نبودم من                                                         

و عکس ها:







                                        


نظر یادتون نره

 

                                             
     

+ تاريخ ساعت نويسنده روحه یه عروسک(هانا) |