سلام اومدم اپ کنم/اما کوتاهو غمگینواسه خواهرم ندا واسه خواهرمون ندا که شهید شد وا برادرهامون
خدا روحشان را شاد کند
دوستتان دارم
این مطالبو خودم نوشتم خوشم نمیاد از جایی و از حرفای کسیcopy وpast کنم
حرفای دلم هست
شما هم کپی نکنیدو حرفای خودتونو بنویسید
نه حرفای دیگرونو.....
و (چه فاصله کوتاهی) 
هنگامی که فریاد میزدند:
ندا نرو ندا نرو/ندا نترس/نترس/بمون/بمون.نرو..ندا نرووووووووووووووووووو
ندایی که ارزو ها داشت
ندایی که اامید خانواده اش بود
ندای من:
ندای من خواهر من
برایت دریا دریا اشک میریزم
تب سوزانت میشوم چون خورشید سوزان
و سیاه پوشت چون سیاهی شب
ندایی که روزی امید خانواده ات بودی و روزی ارزو هایی داشتی/چه دردناک رفتی
روحت شاد

بنشين . مرو . چه غم كه شب از نيمه رفته
بگذار تا سپيده بخندد به روي ما
بنشين . ببين كه دختر خورشيد-صبگاه-حسرت خورد ز روشني آرزوي ما
بنشين . مرو . هنوز بكامت نديده ايم
بنشين . مرو . هنوز كلامي نگفته ايم
بنشين . مرو . چه غم كه شب از نيمه رفته است
بنشين . كه با خيال تو . شبها نخفته ايم
بنشين . مرو . كه در دل شب . در پناه ماه
خوش تر ز حرف و سكوت و نگاه نيست
بنشين و جاودانه بازار من مكوش
يك دم كنار دوست نشستن گناه نيست
بنشين . مرو . حكايت (وقت دگر) مگوي
شايد نماند فرصت ديدار ديگري
آخر تو نيز با منت از عشق گفتگوست
غير از ملال و رنج ازين در چه ميبري
بنشين . مرو . صفاي تمناي من ببين
امشب . چراغ عشق در اين خانه روشن است
جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز
بنشين . مرو . مرو كه نه هنگام رفتن است
اينك . تو رفته اي و من از راه هاي دور
مي بينمت به بستر خود برده اي پناه
مي بينمت-نخفته-بر آن پرنيان سرد
مي بينمت نهفته نگاه از نگاه ماه
درمانده اي به ظلمت انديشه هاي تلخ
خواب از تو اي گريز و تو از خواب در گريز
يادمت نشسته برابر -پريده رنگ-با خويشتن-به خلوت دل-مي كني ستيز

می پنداشتم مرگ وداع است
می پنداشتم مرگ سکوت است
می پنداشتم مرگ سقوط است
می پنداشتم مرگ خیانت است
می پنداشتم مرگ اسارت است
می پنداشتم مرگ گریه است
می پنداشتم مرگ بیزاری است
می پنداشتم مرگ شکست است
می پنداشتم مرگ نهایت است
اما اکنون میدانم مرگ دریچه ای است
بسوی نور و
آغازی بر یک پایان

باران می بارد و من بی اختیار یاد درس لطیف هفت سالگی افتادم:
آن دختر(ندا) آمد . آن دختردر باران آمد . اما او نیامد!
دیوانگی است؟؟
ببخش تو نیامدی!
اصلا قرار نبود که بیایی و چه زیبا می شود کسی وقتی بیاید که قرار نیست...
امروز بد جوری اسمون گریه میکنه
شاید برای انها شاید....
برایشان فاتحه بخونید
این تنها کاریه که ما میتونیم برای شاد بودن روح جوانشان کنیم
خداحافظ